مگر نه این است که سکوت هم رضاست
جنگ تمام شده بود...
همه آن روز ها مي گفتند: شهداي بعد از قطعنامه تفاوتي با شهداي قبل از قطعنامه داشتند. آنان با امام جام زهر نوشيدند و رفتند. گريستند و رفتند. سوختند و رفتند...
18 تير 78 که يادتان هست. چگونه به او فشار آوردند و صبر رهبری را طاق کرده که کسی را نیافت با او درد دل خود را بیان کند و از اندوه خود بکاهد گویی زمینیان نبودند و با مرد آسمانی نجوا نمود و شهادت را افتخار خود دانست و از آن روز چفيه را به ياد شهدا و رزمندگان از خود جدا نکرد
سالها در پی هم گذشت تا اینکه خرداد 88 آمد. عدهاي که در انتخابات ناکام ماندند به جای اینکه پیروزی ملت را بر دشمن جشن بگیرند شروع به ايجاد تفرقه و درگيري و اغتشاش نمودند و ساز جدایی مردم بر دولت را نواختند و و با دروغ پراکنی مراسم عزای ندا آقا سلطانی را برگزار کردند . نه!! به دور دست ها ناندیشید و نظاره نکنید همانهايي که روزي خود را يار امام ميدانستند خون به دل رهبري انداختند. دوباره رهبري را مجبور نمودند فقط با مولايش به درد دل بنشيند .
و امروز در 16 آذر با پاره کردن عکس امام روح الله نشان دادند مشکلشان احمدينژاد نيست. مشکلشان انقلاب و اسلام و رهبري ست.
تو که خود را رزمنده ميداني و حافظ خون شهدا؛ اين حرکات را نميبيني که همچنان پيرو اين جماعت هستي؟! مگر نه این است که سکوت هم رضاست
روزها و سال ها بود به عاشورا که مینگریستیم ناخداگاه اشک از وجودمان سرازیر می شد و مظلومیت خاندان رسول خدا در ذهنمان تداعی می شد و دلمان ناله یاری به هل من ناصر ینصرنی را فریاد میزد
هر چند عکس امام را پاره کردند و سال ۷۸ درخواست نوشیدن جام زهر را به رهبری دادند اما مبادا مانند کوفیان و یاران غافل مانده عاشورا نظاره گر خون امام مان باشیم
ننشینید که وقت تنگ است
































